جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

332

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

سرعت - سواركارى براستى از امورى است كه ايرانيان همواره در اين‌باره نيك مشهور بودند و از اين لحاظ حتى راجع به پادشاهان ايشان حكايات معروفى هست . شاه عباس سيصد سال پيش راه شيراز تا يزد را در بيست و هشت ساعت و نيم طى كرد و منجم‌باشى دربارى مأمور اندازه‌گيرى بود . سرجان ملكم نوشته است كه اين مسافت هشتاد و نه فرسخ است و با آنكه با مقياس‌هاى جديد تا 220 ميل تقليل يافته باز كار چندان كوچكى نبوده است . آقا محمد خان بانى خاندان فعلى قاجار كه بعد از اطلاع از مرگ كريم خان زند به مازندران گريخت از شيراز تا اصفهان را - از هر راهى كه بروند باز كمتر از 300 ميل نيست - در كمتر از سه روز طى نمود . فتحعلى شاه برادرزادهء او در مورد جانشينى پدر خود از شيراز تا تهران را كه دست‌كم 500 ميل است در شش روز رفت . فريزر راجع به يكى از ايرانيان بنام آقا بهرام كه بهترين اسب‌ها را در مملكت پرورش ميداده نقل مىكند كه با يك اسب نژاد عرب مسافت بين شيراز و تهران را شش روزه پيموده و بعد از سه روز استراحت پنج روزه مراجعت كرد و باز نه روز استراحت و همين سفر را براى سومين - بار در عرض هفت روز تمام كرد . يك ترجمان سوار در سال 1814 از اسلامبول تا دماوند نزديك تهران را كه مسافتى جمعا 1700 ميل است در هفده روز پيمود . وى حامل خبر فرار ناپلئون از جزيرهء الب بود . از طرف ديگر اگر دليلى براى شتاب در ميان نباشد در كند - رفتن هيچ راننده‌اى مانند سوار ايرانى نيست كه اگر چهارنعل به پيش نتازد روش كاملا پرطمأنينه دارد و من در تمام خط سير چاپارى خود يك نفر از اهل محل را نديدم كه سواره از يك نفر پياده سريعتر رفته باشد . هزينه سفر - چون اولين بار خودم با چاپار سفر نموده و تجربيات شخصى حاصل كردم و با همين وسيله مسافرتى طولانى تا هزار ميل رفته‌ام مىتوانم مشاهدات و پيشنهادهاى خود را در معرض اطلاع بگذارم سابقا در فصل دوم